گفتگو با مایکل دامت

به عنوان یک فیلسوف کاتولیک، آیا تابحال پیوند حاصل‌خیزی بین دیدگاه‌های دینی و فلسفی‌تان یافته‌اید؟

دامت: من باید دوست داشته باشم که چنین پیوند حاصل‌خیزی واقع شود ولی نمی‌توانم وانمود کنم که چنین اتفاقی افتاده است، و قسمتی از دلیلش این است که هرگز به آن اندازه که می‌خواسته‌ام در فلسفه پیش نرفته‌ام. من قطعا آرزو داشتم که کاوش‌هایم را از ملاحظات کلی به تمام بخش‌های مختلف درون فلسفه انتقال دهم. نمی‌توانم بگویم که این آرزو را کنار گذاشته‌ام ولی این آرزو فرصتی به مراتب بیشتر از آنچه تصور می‌کردم از من گرفته، بخشی از دلیلش این است که من دائما نظراتم در مورد پایه‌ها را مورد بازبینی قرار می‌دهم و بخشی از آن، به وظایف کلی‌ام برای تدریس برمی‌گردد. من آرزو داشتم کتابی با عنوان واقع‌گرایی‌‌ بنویسم و در آن بخش‌های زیاد و مختلفی را مورد کاوش قرار دهم، از جمله آن‌چه که بطور سنتی مابعدالطبیعه خوانده می‌شود. من هرگز به قدر کافی به الهیات طبیعی، یعنی بخشی از فلسفه که به سوالاتی درباره‌ی وجود خدا می‌پردازد، نپرداخته‌ام. اعتراف می‌کنم که بخشی از آن به خاطر این است که نظرات خودم در این مورد حالت مغشوشی دارد و بخشی به این خاطر است که آن حوزه، دورترین حوزه از پایه‌هاست. پیش از آغاز پرداختن به این حوزه  باید ابتدا تکلیف چیزهای زیاد دیگری را مشخص کرد.

من فکر می‌کنم که درون فلسفه یک آرایش سلسله مراتبی وجود دارد، به همین خاطر نباید اجازه داد که هیچ پیش‌تصوری از اینکه چیزها چطور پدید می‌آیند، به روی موضوع مورد نظرتان تأثیر گذارد. شما باید استدلال را دنبال کنید و ببینید به کجا رهنمون می‌شود. من نمی‌گویم پیگیری نظریات درباره‌ی ناواقع‌گرایی به نتایج ملحدانه منجر می‌شود، ولی اگر چنین شود، فکر می‌کنم علی‌رغم اینکه برایم ناخوش‌آیند است، چندان حائز اهمیت نباشد. عقاید دینی‌ام به من می‌گویند که جایی مرتکب اشتباه شده‌ام.

آیا دامنه‌ی پاسختان آن قدر وسیع است که شرکت در موضوعات و بحث‌های عمومی مشخص، مثل کمپین علیه تبعیض نژادی را هم شامل شود؟ با توجه به اینکه موضوع چنین برنامه‌هایی با موضوع فلسفه‌ی شما بسیار فاصله دارد، آیا شما هنگام ورود به این برنامه‌ها فلسفه‌تان را کنار می‌گذارید؟

دامت: از این جهت، من در ساختن چنین ارتباط‌هایی بسیار بد عمل کرده‌ام. دلیلش این نیست که به مواضعم کاملا مشکوک هستم؛ بلکه عمیقا مطمئنم که آنها درست هستند. این ارتباط‌ها بیشتر با عقاید دینی من پیوند خورده‌اند [تا عقاید فلسفی‌ام]. واضح است که این‌ها چیزهایی هستند که یک نفر به عنوان فیلسوف می‌تواند درباره‌اش اظهار نظر کند، ولی از آنجا که من در موضوعات انتزاعی‌تر کار کرده‌ام، هرگز به مقصود مورد نظر شما نزدیک نشده‌ام.

کاری از دوستانمان در فلسفه علم شریف

کتاب 

رئالیسم انتقادی(هستی‌شناسی اجتماعی و امکان وارسی تجربی در علوم اجتماعی)

به همت بوستان کتاب به چاپ رسید.

این کتاب تلخیصی از پایان نامه ی خانم زینب توحیدی نسب با عنوان هستی شناسی اجتماعی از منظر رئالیسم انتقادی1 و پایان نامه ی خانم مرضیه فروزنده با عنوان بازخوانش مقوله وارسی تجربی در علوم اجتماعی، با تکیه بر آراء روی بسکار2 است، که راهنمایی هر دو رساله را دکتر عماد افروغ، و داوری آنها را دکتر حمید پارسانیا و دکتر مهدی گلشنی بر عهده داشته اند.

دکتر افروغ در مقدمه ای که بر این کتاب نوشته اند آن را ثمره ی تلاش پانزده سال گذشته ی خودشان خوانده اند.

در معرفی کتاب آمده است: «هستی‌شناسی، بحثی است که تقریباً تمامی نظام‌های فلسفه علم ـ از طیف‌های مختلف اثبات‌گرا تا نسبی‌گراها ـ از حذف و نادیده گرفتن آن آسیب دیده و دچار تناقض شده‌اند. «روی بسکار»، فیلسوف علم معاصر انگلیسی، به خوبی متوجه این خلأ شده و فلسفه علم خود را بر پایه‌های محکم هستی‌شناسی رئالیسم انتقادی بنا نهاده است. در این کتاب، شرحی از فلسفه علم رئالیسم انتقادی ارائه شده؛ سپس با رویکرد مقایسه‌ای، به ابعاد هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی علوم اجتماعی از منظر این مکتب پرداخته و شیوة اعتدالی رئالیست‌های انتقادی در برابر افراط و تفریط پوزیتیویسم و تأویل‌گرایی نمایان گردیده است.»

1.اطلاعات بیشتر  و سی صفحه نخست این رساله را از اینجا ببینید.

2.اطلاعات بیشتر و سی صفحه نخست اینیکی رساله را هم از  اینجا ببینید.


اصل مطلب: به دوستان گرامیمان خانمها توحیدی نسب و فروزنده  صمیمانه تبریک میگوییم و از آنها بابت تلاش ارزنده یشان سپاسگزاریم.


بیانی دیگر در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

چرا باید «هستی و زمان هایدگر» بخوانیم؟


متن خوانی کتاب «هستی و زمان هایدگر» با حضور دکتر مهدی معین زاده+...

در موسسه روزگار نو


پینوشت: عید شما مبارک.

ادامه نوشته

شناخت‏ شناسی آزمایش از دیدگاه فرانکلین

آلن فرانکلین(1)  از فیزیکدانان برجسته‏ ی معاصر است که تالیفات مهم و تاثیرگذاری در زمینه‏ ی تاریخ و فلسفه‏ ی فیزیک دارد، او سمینارها، دوره‏ های مختلفی درباره‏ ی آزمایش در فیزیک برگزار نموده و کتابها و مقالات مفصلی در این باره دارد.

 

فرانکلین هفت راهبُرد(2) مشخص می‏کند که از طریق آنها می‏توان به مشاهدات آزمایشی اعتبار بخشید.

 

راهبُردهای  فرانکلین برای اعتبار مشاهدات آزمایشی 

ادامه نوشته

شناخت شناسی آزمایش

شناخت شناسی را شاخه ای از فلسفه تعریف میکنند که به مطالعه ماهیت، منشأ و اعتبار شناخت می پردازد.(1) شناخت شناسی، علمی است که درباره شناخت های انسان و ارزش یابی انواع، و تعیین ملاک صحت و خطای آنها بحث می کند. موضوع شناخت شناسی خاص یا مضاف، معرفت هایی است که در جغرافیای خاصی مطرح می شوند، به عنوان مثال، شناخت شناسی علمی، به معارف علمی (فلسفه ی علم) و شناخت شناسی عرفانی، به معرفت ها و تجارب عرفانی و معرفت شناسی دینی، به باورها و عقاید دینی می پردازد. در شناخت شناسی آزمایش، کانون توجه ما بر شناخت ماهیت خود آزمایش، توجیه آزمایش، دلایل باور به آزمایش، و آنچه در آزمایش باید بدان باور داشت، می باشد. به بررسی نظر دو استاد شناخت شناسی آزمایش، یعنی فرانکلین و هکینگ میپردازیم.



شناخت شناسی آزمایش از دیدگاه هکینگ


ادامه نوشته

شروع مطالبی درباره ی "فلسفه ی آزمایش علمی"

با توجه به نقش تعیین کننده ی آزمایش در علوم مختلف، و این که بحث آزمایش نزدیک به سه دهه است که در فلسفه ی علم به تفصیل مورد مطالعه قرار گرفته است.


مجموعه مطالبی کوتاه درباره "فلسفه ی آزمایش علمی" را با بهره گیری از پایان نامه ام، در وبلاگ قرار خواهم داد.

 
"تعریف قانون علمی تقریباً مطابق این است:
تمام دانش، با آزمایش بررسی می شود. آزمایش تنها داور "صحت" علمی است."

ریچارد فاینمن


ادامه نوشته

تاریخ‌مندی "عقلانیت"

آن مردم گفتند: «زمین بر پشت فیلی قرار دارد که آن فیل بر پشت لاک‌پشتی بزرگ ایستاده و آن لاک‌پشت روی دریایی بی‌کران آرام گرفته است.»

یاجانوالکیا گفت: «زمین روی هیچ چیز قرار نگرفته.»

آن مردم گفتند: «ای یاجانوالکیا، پاسخ تو آن قدر پوچ است که بی‌مفهوم به نظر می‌رسد، در حالی که حرف ما آن قدر آشکار است که گریز‌‌ناپذیر می‌باشد.»

و یاجانوالکیا پاسخ داد: «آیندگانتان، از کلمات شما برای هم‌نظری با من استفاده خواهند کرد.»


از اوپانیشادها

اَللّهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ*

   علم حقیقی، معرفت فکری یا علم حصولی نیست، بلکه معرفت شهودي یا علم حضوری، علم حقیقی است. از علم حقیقی به دارایی تعبیر می‌شود و صفت مقابل آن، فقر و ناداری است؛ درحالی‌که صفت مقابل علم حصولی، جهل و نادانی است (ص58-59 ، رساله رابطه علم و دین، شرح آقای صمدی آملی)


* فرازی از دعای هر روز ماه مبارک رمضان

پینوشت: این رساله را علامه حسن زاده آملی در پاسخ به هشت سوالی که دکتر گلشنی در سال 1375 در مورد رابطه علم و دین مطرح کردند نوشته اند.