تقریبا دو ماهی از تصویب پروپوزالم گذشته بود که متوجه شدم روز تصویب پروپوزال، داورهای رساله هم مشخص میشوند. بعد از پرسوجو از مسئول آموزش متوجه شدم نام دکتر زیباکلام به عنوان استاد داور قید شده. به یکباره دنیا برایم تیره و تار شد. نام استاد راهنما و استاد داور را که کنار هم میگذاشتم به یاد دعوای نسبیگرایان و پوزیتویست ها می افتادم که میتوانست باری دیگر در روز دفاعم تکرار شود.

هر چه که جلوتر میرفتم و خونسردی استادراهنما و اعتماد به نفسش و شکاف بین اعتقادات دو پارادایم مذبور را میدیدم، اضطراب و نگرانی بیشتری پیدا میکردم. به خصوص اینکه استاد راهنمای داخلی و استاد مشاور را هم به گونه ای انتخاب کرده بودم که همگی مرجعیت استاد راهنمای خارجی را پذیرفته باشند تا گرفتار جنگ داخلی نشوم. حالا تصور کن در حالی که جبهه داخلی ات به شدت قوی و همسو شده، آنوقت احساس کنی مارش جنگی خارجی در حال نواختن است. جنگی که جبهه حریف کنونی ات زمانی برایت جبهه خودی محسوب میشده و اگرچه به جبر زمانه اکنون در آن سوی مرزها ایستاده ای اما دلت همچنان برای آن سوی دیگر میتپد و اگر جنگی درگیرد نمیدانی در کدام سمت باید بجنگی. پس "عاقلانه"  این بود از بروز چنین جنگی پیشگیری کنم.

آخر سر، دل به دریا زدم و به بهانه گرفتن راهنمایی، وقت ملاقاتی از دکترزیباکلام گرفتم و دو هفته بعد موعد مقرر فرارسید. حدود یک ساعت طول کشید تا بعد از حاشیه های فراوان از پایان نامه و موضوع آن و اظهار نظر ایشان درباره استاد راهنمایم و ... به اصل مطلب رسیدیم و وقتی شنیدند که خودشان به عنوان داور رساله بنده انتخاب شده اند(این هم از عجایب گروه فلسفه علم ماست که نام کسی را بدون اینکه خودش بداند به عنوان داور رساله ای انتخاب میکنند! بگذریم)، بعد از نگاه معنی داری که انداختند، گفتند که: «داوری هیچ رساله ای را نمیپذیرند.»

وقتی نام دکتر زیباکلام رابه عنوان استاد داور رساله آقای ربیع نیا دیدم تصمیم گرفتم حتی به قیمت از دست دادن کلاس مهمی سر این جلسه نادر  که ممکن است تا سالها بعد تکرار نشود حاضر شوم. اما نشد، بحث آن کلاس هم داغ شده بود. اما مدام از ساعت سه به بعد به این فکر میکردم الان چه اتفاقی سر جلسه دفاع افتاده. آقای ربیع نیا چه دفاعی میتواند بکند؟ اساسا دربرابر دکتر زیبا کلام چه دفاعی میتوان کرد؟ اصلاً در آن شرایط "دفاع" چه معنایی پیدا کرده است؟ و ...

خلاصه ساعتی بعد از جلسه خبر رسید که دفاع به خوبی انجام شده و در حالی که دیگران از طریق پیامک نتیجه دفاع را از من میپرسیدند-چون به تصورشان و بنا بر استقرا حتما سر این دفاع هم می باید حاضر میبودم که نبودم- گزارش نخست این پست به دستم رسید و زمینه این گزارش را فراهم کرد.

هر چند هفده ای که از دکتر زیباکلام در فلسفه علم یک گرفتم -یا شاید هم دادند- یکی از کمترین نمراتم در دوره ارشد بود، اما لذت آن خیلی بیشتر از بیستی بود که از استاد دیگری گرفتم و بعدها فهمیدم استاد مربوطه حتی مقاله ام را نخوانده و آن نمره را داده است. نمره ای که آقای ربیع نیا گرفته اند را اگر به مقیاس دیگر اساتید ببریم احتمالا نمره ای مثلا نزدیک بیست و چهار یا بیست و پنج میشود. البته که واقعا نمره اهمیتی ندارد و دوستان دیگری داشته ایم که مورد ناداوری و سلیقه شخصی اساتید قرار گرفتند و نمره یشان کم شد اما حقیقتاً باید به کسی که بتواند از پس اصول -و یا سلایق- سختگیرانه دکتر سعید زیباکلام برآید تبریک گفت.